به گزارش شهرآرانیوز؛ دفتر نخست علی عربی با عنوان «روزی اقیانوس میشوم از تنهایی» در سال ۱۳۸۴ و «نشستهام کنار خودم» در سال ۱۳۹۸ منتشر شده و اکنون مجموعه شعر «خطر برخورد با تنهایی» مسیر شاعری این شاعر خراسانی را پربارتر کرده است، هرچند میدانیم که علی عربی شعرهای چاپنشده بسیاری هم دارد.
جریان طبیعی زندگی در شعرهای علی عربی نمایانگر شاعری است که به شکلی غریزی مینویسد و روایتگر رنج زندگی است، زندگی فرودستان، رنجکشیدگان و البته نادیدهگرفتهشدگان. شاعری که بهشدت با خودش و زندگی روراست است و این صداقت در شعرهایش نمایان است. بیرونکشیدن روایت شاعرانه از دل خیابانهای مشهد، از دل آدمهای عادی کوچه و بازار، از دل درختان و رودخانهها، نام میدانها و گذرگاهها، کاری است که علی عربی به هنرمندی انجام میدهد. شاعری که در جهان پیچیده امروز، توانسته به رئالیسم زندگی نزدیک شود و در شعرهایش بوی روغن و گازوئیل، آچار و پیچ و... خیابان پیشه، کارگر و کارآفرین و حتی بوی پترول و مزه ایرانول را هم میتوان دید.
همه جا/ بوی روغن و گازوئیل میداد/ و رانندهها و مکانیکها/ با یقه باز/ و آچاری بددهن/ دور پیچهای زندگی میپیچیدند/ اما/ پیچ هرز زندگی من بودم/ که دهان هیچ آچاری/ مرا باز نمیکرد/ خیابان پیشه و کارگر و کارآفرین/ پر بود از سگهایی/ که پوزه در آشغال/ و پارچههای فرتوت فروبرده بودند
در جهان ذهنی شاعر برای استفاده از واژگان، هیچ محدودیتی نیست. هرچند، گاه به فراخور محتوا و فرم شعرهایش از واژگان مهجور و کهن نیز بهره میبرد و اینگونه سطح زبان را ارتقا میدهد، اما بسامد بالای استفاده از زبان کوچه و بازار و بهرهگیری از ظرفیتهای حسی و عاطفی این زبان که از این رهیافت جواز ورود کلمات بسیاری را به شعر میدهد، از ویژگیهای زبانی اوست.
شب/ افتاده بود/ روی آسفالت خیابان/ روی خط سفید جاده/ تاریکی/ در میان درختان پرسه میزد/ و آن طرف شب، باز هم شب بود/ کامیونی/ با دماغه نارنجی امید/ با چراغهای روشن سو بالا/ از سمت صبح بندر، پیش میآمد/ با اگزوزی خسته و هلاک
جانبخشی و تشخیص، بارزترین ویژگی ایماژهای شاعرانه اوست و نقش محوری در تصویرسازیها و روایتهایش ایفا میکند. شاعر هربار یک ویژگی خود را در پدیدهای از طبیعت مییابد و با تصاویری داینامیک، حرکت و پویایی به شعر میبخشد. این جانبخشی در محور عمودی شعرهایش موجب پیوند و شکلگیری ساختار شعرها شده، بهطوریکه یک شیء در طول شعر، رفتار یا واکنشی انسانی نشان داده یا اعمالی انسانی به آن نسبت داده میشود. گاهی هم فرم شعرها بر پایه تکنیک تکرار شکل میگیرد و هربار با بیان عبارتی از دل واقعهای عادی، خواننده در موقعیت تازهای قرار میگیرد و سیر روایی شعر دنبال میشود. اینگونه است که شاعر سرنوشت درختان را به انسانهای دوروبرش و آرزوهای برباد رفتهشان پیوند میزند، مثلا در شعر سرنوشت را میبینی قدیر! این اتفاق میافتد.
یا در شعر
نه! / اشتباه از من نبود/ که ماه بر شانه چپم میتابید/. نه! / اشتباه از من نبود/ که درست بعد از تابلوی پیچ/ وسط راه، با ماه برخورد کردم/... نه! / اشتباه از من نبود/ گناه از جادهای بود که به تو میرسید
درونمایه شعرهای علی عربی بهنوعی نمایانگر یأس، ناامیدی و سرخوردگی شاعر است و مضامین اجتماعی با سایهروشنی از رنج و اندوه در آن مشهود است. در شعرهای اجتماعیاش نگاهی بسیار انسانی دارد. شاعری که شیفته وطن و سرزمینش است، اما درعین حال نوعی جهانوطنی نیز در شعرهایش قابل مشاهده است، چراکه وجود مرزها آزردهاش میکند. علی عربی از دل عناصر عینی و طبیعی به مضامین بلند اجتماعی نقب میزند و تیغ تیز انتقاد به نابرابریها و مفاسد اجتماعی را با کلماتی بُرنده در لفافه زبان عاطفی شعر میپیچد.ای وطن! /ای درخت خشک کهنسال! / اشتهای ارهبرقیها برای تو تمامی ندارد/ و زغالفروشها تو را میپسندیدند/ برای کُرکُر قلیانها
مجموعه شعر «خطر برخورد با تنهایی» اثر علی عربی در ۱۴۱ صفحه در زمستان ۱۴۰۴ با طرح جلد پیمان نظافتیزدی توسط انتشارات اسین با مدیریت دکتر رؤیا شاهحسینزاده، به انتخاب شاعر مشهدی عاطفه رنگآمیز، منتشر شده است.